مرتضى راوندى
167
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در فارسنامهء ابن بلخى آمده است كه در دستگاه قضايى پارس و بغداد از معاملات و مدارك مهم ، نسخهيى در « روزنامههاى مجلس » ثبت مىكردند . تا اگر پس از گذشت صد سال ، اختلافى پديد آيد ، از آن مدارك سود جويند و به اختلاف پايان بخشند . در منابع ادبى و تاريخى ، روزنامه به معانى و مفاهيم ديگرى نيز به كار رفته است : ناصر خسرو و نظامى و حافظ در مقام اندرز و نصيحت مىگويند كه هركس بايد به روزنامه خويش درنگرد و ايام عمر را غنيمت شمارد : نيك بنگر به روزنامهء خويش * در مپيماى خار و خس به جراب ناصرخسرو چون در آن روزنامه كرد نگاه * رو بر وى چو نامه گشت سياه نظامى آبى به روزنامهء اعمال ما نشان * باشد توان سترد حروف گناه از او حافظ كلمهء روزنامه ، در آثار منثور گذشتگان نيز به چشم مىخورد : « مثال داد تا پسر را سياست كنند و آن را تا تاريخ روزنامه عدل و انصاف گردانند . » ( سندبادنامه ، ص 225 ) . هيچ خدمتى در اين دولت و رأى آن نيست كه ايام همايون ملك را تاريخى سازند و فتوح متواتر او را روزنامه كنند ، تاصيت اين دولت را بر تعاقب ايّام باقى و مؤيّد ماند . » ( عقد العلى ) ملك الشعراى بهار به دوران قبل از اسلام نيز توجه كرده مىنويسد : « . . . بايد دانست كه از عهد بسيار قديم ، پادشاهان بزرگ ، وقايع عمدهء زمان خود را به وسايلى گوناگون نگاهدارى مىكردند كه از ميان نرود و براى بازماندگان مايهء تجربت و براى آيندگان موجب عبرت و اعجاب گردد . خبر داريم كه در عهد هخامنشيان اين كار معمول بوده است و مطالب روزمره در روزنامهها ثبت مىشده و در خزانهء خاص اين آثار كه شايد گنج پلشت يا ( دژ نپشت ) نام داشته به وديعه نهاده مىشده است و يا روى آجرهاى گلى يا روى سنگهاى كوه و الواح سنگى و فلزى يادگارهاى خود را باقى مىگذاشتهاند . » « 1 » نه تنها در ايران ، بلكه در سرزمين كهنسال چين « . . . در قرن هشتم به فرمان امپراتور « تانك » قديميترين روزنامهء جهان به نام پيام پايتخت انتشار مىيافت ، در اين روزنامه پيامها و فرمانهاى امپراتور و اخبار سياسى مهم چاپ مىشد اين روزنامه تا ازمنهء اخير با همين عنوان انتشار مىيافت ، يعنى بيش از هزار سال به حيات خود ادامه داد . . . » « 2 »
--> ( 1 ) . ملك الشعراى بهار ، سبكشناسى ، ج 1 ، ص 159 به بعد . ( 2 ) . كاسمينسكى ، تاريخ قرون وسطا ، ترجمهء انصارى و مؤمنى ، ص 76 .